برچسب: بهزاد رام

شعر سپید – دریازده

شعر سپید: ————— به گذشته فکر می‌کنم بچه لاک‌پشت‌ها را روی قایق‌های کوچک چوبی می‌گذاشتیم و در آب رها می‌کردیم به گذشته فکر می‌کنم و دریازده می‌شوم   فرمانده‌های جنگ اگر به گذشته فکر می‌کردند هرشب تیر باران می‌شدند   #بهزاد_رحیمی

شعر – مزرعه ذرت توی اتاق

  مثل چند شب گذشته پدر رفته بود توی مزرعه‌ی ذرت بخوابد آتش روشن کند [شغال‌ها را فراری دهد] ما هم خیال می‌بافتیم و از خستگی زود خوابمان می‌بُرد آفتاب پلک‌هایمان را باز می‌کرد، می‌خندیدیم باران از تار و پود سقف زندگی‌مان رد می‌شد، می‌خندیدیم باد چادرمان را می‌برد، باز

شعر بیوگرافی

سال آخر دبیرستان شعر می خواندم و علوم تجربی موسیقی گوش می دادم و فکر می کردم، به آینده زیر سرم بالش پر می گذاشتم بلکه خواب آزادی را ببینم برای فتح آسمان آماده بودم توی اتوبوس جاده ها را با اشک و لبخند پرواز کردم پا توی غربت دانشگاه