شعر – انگشت‌های بتونی زمین-

شعر – انگشت‌های بتونی زمین- آسمان‌خراش‌ها انگشت‌های بتونیِ زمین‌اند هر سال که برج‌های بلند‌تر می‌سازند زمین دستش را بلند می‌کند برای لمس تو من زمینم نگاهم کن روزی چند ساعت با کُره‌های سوزانِ درون حدقه‌ات، خوب نگاهم کن تن‌ام را سلول‌های خورشیدی پوشانده‌است نزدیک‌تر بیا بگذار بسوزم نزدیک‌تر بیا مرا