سال: 2019

ترانه بی نهایت

بینهایت خستم / بی نهایت سردم همه رو با این عشق / من کلافه کردم انگاری افسردم. گوشه گیرم بی تو جا گذاشتی اینجا. حس بیتابیتو … ترانه سرا: بهزاد رحیمی برای خرید ترانه کلیک کنید

ترانه جلو نرو

به استخون رسیده زخم این کارد جلو نرو جلو نرو جلو نه وجودمو نفس نفس بگیرن وجودمو بگیرن و تو رو نه ادامه دارد… . #ترانه_سرا #بهزاد_رحیمی برای خرید این ترانه، کلیک کنید

غزل طنین

غزل نت به نت را روی هم چید و طنین را آفرید خنده کرد و خنده‌های مرمرین را آفرید   واژه‌ای اصلا نبود اما برایت واژه ساخت چشم زیبای تو را دید آفرین را آفرید   در فضای خالی این کهشکشان سوت و کور خانه‌ات را ساخت این‌گونه زمین را

شعر (( دخترانم را … )

سال‌ها پیش رفتی وقتی جهان هنوز زیبا بود تو خسته شدی رفتی، تمام پرنده‌ها رفتند بجز همین کرکس که پشت پنجره نشسته است خسته شدی رفتی حالا مانند رانده شده‌ای از کشور خود از آغوشی به آغوش دیگر پناهنده می‌شوم آرام نمی‌گیرم، خوابم نمی‌برد از زندگی به مرگ از مرگ

ترانه کافه خاطرات

ترانه کافه خاطرات با صدای آسو منتشر شد   متن ترانه: نشستم توی کافه‌ی خاطرات تو نیستی، ولی زل زدم تــو چشات نشستی چشامو رصد می‌کنی به سختی تو اشکاتو سد می‌کنی غرورت نمیذاره عاشق بشی بگو کی میخوای از غرور خسته‌شی تو نیستی و سرد میشه این قهوه هم

شعر سپید – دریازده

شعر سپید: ————— به گذشته فکر می‌کنم بچه لاک‌پشت‌ها را روی قایق‌های کوچک چوبی می‌گذاشتیم و در آب رها می‌کردیم به گذشته فکر می‌کنم و دریازده می‌شوم   فرمانده‌های جنگ اگر به گذشته فکر می‌کردند هرشب تیر باران می‌شدند   #بهزاد_رحیمی

شعر – پوک شده

شعر سپید استخوان‌های پوک شده از فقر با هر شکست متلاشی می‌شوند اما هربار ایستاده‌ام شعر نوشته‌ام، ساز زده‌ام و به روی خودم نیاورده‌ام با همین دست‌های معمولی آن‌قدر بال زده‌ام تا از کوچه‌های تنگ و تاریک به کافه‌های بالای شهر پرواز کنم که زیر چراغ‌های نئون دست در دستِ

ترانه آدم منطقی ۲

#ترانه همیشه با تو، من رو راست بودم تو بودی همدم شادی و دردم بجز اشکای تنهایی یک مرد ازت چیزی رو من پنهون نکردم #بهزاد_رحیمی

ترانه ” این زندگی انقد آروم و دلگیره”

ترانه قدیمی: ایـن زنـدگـــی انقــــدر آروم و دلگـــیـره آرامــــــش دستــــات از یاد من میــــره عشــق از نگـاه تو بی وقفــه معلومـه فکــر و خیــال من بیش از حـــد آرومه! اصلا نمی چسبــه این عشـق لعنتــی از بـس که راحتـــم از بس که راحتــی آرامـش مشکــوک دنیامـــو می گیــره شـایـــد یه